در عاشقی گریز نباشد ز سوز و ساز / استاده ام چو شمع ، مترسان زآتشم
عشق دردانه است و من غواص ، دریا میکده / سر فرو برده ام در آنجا تا کجا سر بر کنم
عاشقان را گر در آتش می پسندد لطف دوست / تنگ چشمم گر نظر بر چشمه ی کوثر کنم .