نـقاشی های شگفت انگیـز "Bob Ross"

کمتر کسی است که تا اندازه ای به هنر نقاشی علاقمند باشد و نام باب نورمن راس، نقاش آمریکایی و مجری تلویزیون به گوشش نخورده باشد. او که متولد ۱۹۴۲ و درگذشت 1995 میلادی بود، با آرامش و شکیبایی‌ای که داشت، سازنده و مجری برجستهٔ برنامهٔ معروف تلویزیونی "لذت نقاشی" شد بطوریکه که این برنامه دوازده سال ادامه داشت و مارک تجاری باب راس برای کتابها و وسایل هنری اش موفقیت های را برایش به ارمغان آورد. وی زاده اورلاندو فلوریدا در امریکا بود. پس از ده سال کار در نیروی هوایی امریکا، به کار جنبی خود که نقاشی تجاری بود پرداخت و سبک عامه پسند موفقی را ارایه کرد، که نقاشی رنگ خیس روی خیس بود.

او در برنامه هایش به همه ثابت کرد که همه می توانند مانند او نقاشی بکشند! باب راس با شخصیت شکیبا و فروتن خود و با کلام شیوا و استفاده از استعاراتی مانند: "این ابر کوچولو داره اونجا شادی می کنه"، "شاد باشی کوه کوچولو" و ... قدم بقدم ما را با روح آرام و دیدگاه زیبای خود از زندگی آشنا می کند. او با گفتن "این مخلوقات کوچک خدا دارن اونجا برای خودشون زندگی می کنن" بما یاد آوری می کند که هر چیزی و هر کسی به دوست نیاز دارد، حتا یک بوته یا درخت.

 برنامه های تلویزیونی باب راس در ایران از سال 1380 در صدا و سیما آغاز به پخش شدند و در این مدت بینندگان بسیاری را با خود همراه کردند و عملا سطح هنر نقاشی ایران را بالا بردند. هر چند که باب در سن ۵۲ سالگی در گذشت اما می توان تصور کرد که او با همان موهایی که مانند برگهای یک درخت بر سر او سایه انداخته، آرام و با همان صدای آرام، به فرشتگان تعلیم نقاشی می دهد! و بسیاری از نقاشان آماتور ایرانی به روح او به پاس خدماتش درود می فرستند.

[تصویر:  lgc1n8nm5dq4s44bmsee.jpg]

[تصویر:  tavxhsr5z7rbrsfrkt.jpg]

[تصویر:  tjc0w3jn8r6xs7ilmqt.jpg]

[تصویر:  qadu30kywzrl0bap9sru.jpg]

[تصویر:  19ae4ln385kmnl9426k8.jpg]

[تصویر:  u55hha6ig1jfc0rcpgsf.jpg]

[تصویر:  bec76dvmjp97t4ylqs8.jpg]

[تصویر:  by5nwmzh309lbng59a.jpg]

[تصویر:  ez6lxj1vufc9vd1qjsy.jpg]

[تصویر:  98xibkvml6ndf729eeqd.jpg]

لينك دانلود مجموعه ي كامل

قیمت یک روز زندگی چقدره ؟!


راستی؛ هیچ وقت از خودت پرسیدی قیمت یه روز زندگی چنده؟

تموم روز رو کار می کنیم و آخرشم از زمین و زمان شاکی هستیم که از زندگی خیری ندیدیم!

شما رو به خدا تا حالا از خودتون پرسیدید:

قیمت یه روز بارونی چنده؟

 

یه بعدازظهر دلنشین آفتابی رو چند می خری؟

حاضری برای بو کردن یه بنفشه وحشی توی یه صبح بهاری یه اسکناس درشت بدی؟

پوستر تمام رخ ماه قیمتش چنده؟

 

ولی اینم می دونی که اگه بخوای وقت بگذاری و حتی نصف روز هم بشینی به

گل های وحشی که کنار جاده در اومدن نگاه کنی بوته هاش ازت پول نمی گیرن!

 

چرا وقتی رعد و برق میاد تو زیر درخت فرار می کنی؟

می ترسی برقش بگیرتت؟

نه، اون می خواد ابهتش رو نشونت بده.

آخه بعضی وقت ها یادمون میره چرا بارون می یاد!

 

این جوری فقط می خواد بگه منم هستم

فراموش نکن که همین بارون که کلافت می کنه که اه چه بی موقع شروع شد،

کاش چتر داشتم، بعضی وقتا دلت برای نیم ساعت قدم زدن زیر نم نم بارون لک می زنه.

 

هیچ وقت شده بگی دستت درد نکنه؟

شده از خودت بپرسی چرا تمام وجودشونو روی سر ما گریه می کنن؟

اونقدر که دیگه برای خودشون چیزی نمی مونه و نابود میشن؟

ابرا رو می گم

هیچ وقت از ابرا تشکر کردی؟

هیچ وقت شده از خودت بپرسی که چرا ذره ذره وجودشو انرژی می کنه

و به موجودات زمین می بخشه؟!

ماهانه می گیره یا قراردادی کار می کنه؟

 

برای ساختن یه رنگین کمون قشنگ چقدر انرژی لازمه؟

چرا نیلوفر صبح باز میشه و ظهر بسته می شه؟

بابت این کارش چقدر حقوق می گیره؟

چرا فیش پول بارون ماهانه برای ما نمی یاد؟

چرا آبونمان اکسیژن هوا رو پرداخت نمی کنیم؟

 

تا حالا شده به خاطر این که زیر یه درخت بشینی و به آواز بلبل گوش کنی پول بدی؟

قشنگ ترین سمفونی طبیعت رو می تونی یه شب مهتابی کنار رودخونه گوش کنی.

قیمت بلیتش هم دل تومنه!

 

خودتو به آب و آتیش می زنی که حتی تابلوی گل آفتابگردون رو بخری و بچسبونی به دیوار اتاقت

ولی اگه به خودت یک کم زحمت بدی می تونی قشنگ ترین تابلوی گل آفتابگردون رو توی طبیعت ببینی.

 گل های آفتابگردونی که اگه بارون بخورن نه تنها رنگشون پاک نمی شه، بلکه پررنگ تر هم میشن

لازم نیست روی این تابلو کاور بکشی، چون غبار روی اونو، شبنم صبح پاک می کنه و می بره.

 

تو که قیمت همه چیز و با پول می سنجی تا حالا شده از خدا بپرسی :

قیمت یه دست سالم چنده؟

یه چشم بی عیب چقدر می ارزه؟

چقدر باید بابت اشرف مخلوقات بودنم پرداخت کنم؟!

قیمت یه سلامتی فابریک چقدره؟

 

خیلی خنده داره نه؟

و خیلی سوال ها مثل این که شاید به ذهن هیچ کدوممون نرسه ...

 

اون وقت تو موجود خاکی اگه یه روز یکی از این دارایی هایی رو که داری ازت بگیرن

زمین و زمان رو به فحش و بد و بیراه می گیری؟

چی خیال کردی؟

پشت قبالت که ننوشتن. نه عزیز خیال کردی!

 

اینا همه لطفه، همه نعمته که جنابعالی به حساب حق و حقوق خودت می ذاری

تا اونجا که اگه صاحبش بخواد می تونه همه رو آنی ازت پس بگیره.

آ خدا رو می گم ...

همون اوستاکریمی که رحمتش رو بروی هیچ بنده ای نمی بنده

پروردگاری که هر چی داریم از ید قدرت اوست ...

 

اینو بدون اگه یه روزی فهمیدی قیمت یه لیتر بارون چنده؟

قیمت یه ساعت روشنایی خورشید چنده؟

چقدر باید بابت مکالمه روزانه مون با خدا پول بدیم؟

یا اینکه چقدر بدیم تا نفسمون رو، بی منت با طراوت طبیعت زیباش تازه کنیم

اون وقت می فهمی که چرا داری تو این دنیا وول می خوری!

 

قدر خودت رو بدون و لطف دوستان و اطرافیانت رو هم دست کم نگیر

به زندگیت ایمان داشته باش تا بشه تموم قشنگی های دنیا مال تـــو

شیخ و مریدان

شیخ و مریدان در بیابان عربی را سوار بر شتر بدیدند، شیخ جهت اُسکل نمودن وی از او پرسید: " آیا این شتر است!؟ " مرد عرب کمی سرخ و کبود شد و در جا درگذشت!!! جمله همه مریدان واله و حیران گشتندی و از شیخ علت را جویا شدندی. شیخ فرمود: همانا جهت تلفظ " پ نه پ" بر خود فشار اورد و هلاک شد!

چشم زخم چیست؟

وقتی ما از درون حالمون خراب و از بیرون می خوایم نشون بدیم حالمون خوبه، نتیجه چیزی میشه به نام چشم زخم!

مثلاً: من یه نوزاد دارم، هر چی میدم می خوره، لپ از لپ دونش نمیزنه بیرون! مثل آدم های استخونی. میرم خونه فامیل. اون ها یه نوزاد دارن هم سن نوزاد من، ولی لپش مثل دو تا هلو! اونم از این هلو زعفرونی ها! میرم لپش رو میکشم و میگم

"تپل مپل عمو چطوره؟"

ولی تو دلم میگم "بچه بترکی! چی میدن تو میخوری!

وقتی از درون حالتون بد باشه و از بیرون بخواید نشون بدید که حالتون خوبه، چشم های ما منفی ترین انرژی های ممکن رو از خودشون ساطع می کنن.

من 20 ساله کارمند یک اداره ام. همین جور کارمند موندم. پسر عموم 5 ساله اومده توی اون اداره استخدام شده. پسر عموی من پارتی داره توی اون اداره و بعد از 5 سال بهش حکم "معاون مدیر کل" دادن! من 20 ساله اونجام ولی هنوزم کارمندم!

از این گل ها دیدین که  آنقدر بزرگه که آدم پشتش دیده نمیشه!

 یه دونه از اون گل ها میخرم و میرم دم در اتاق پسر عمو، در میزنم میگم:

"پسر عمو مبارکه! حقت بود! لیاقتش رو داری!

خدا رو شکر یکی از خاندان ما به جایی رسید!"

تو دلم دارم چی میگم؟ "بمیری الهی! حق من رو خوردی!"

زمانی که از درون حال مون خراب و از بیرون میخوایم نشون بدیم که حال مون خوبه،

چشم های ما منفی ترین انرژی های ممکن رو از خودشون ساطع می کنه و اون انرژی منفی یه اتفاقاتی رو رقم می زند که ما بهش میگیم "چشم زخم"!

دوستان چشم خیلی قدرتمند است. مرتاض ها یه کارایی می کنن با چشم!

مثلا با چشم به قطاری که داره با سرعت 80 کیلومتر میره نگاه می کنن و قطار یه دفعه متوقف میشه!

ین توقف ناگهانی قطار هم چشم زخم است!

پس چشم زخم وجود داره برای رفع این چشم زخم چه بکنیم؟

بعضی ها میگن نعل اسب به خودت آویزون کن!

بعضی ها میگن عینک به خودت آویزون کن!

بعضی ها میگن نمک بزار تو جیبت!

بعضی ها ...

بعضی ها ...

بعضی ها ...

 

نصب بخاری هیزمی در اتومبیل

یک جوان سوئیسی یک بخاری هیزمی را درون خودروی خود نصب کرده و هواکش آن را نیز از سقف خودرو بیرون داده تا گازهای تولید شده از آن موجب مسمومیت و مرگ او نشود.
نکته قابل توجه در این مسأله این است که نیروهای راهنمایی و رانندگی سوئیس نیز پس از مشاهده این صحنه، هیچ گونه برخوردی با این جوان نکرده اند

 [تصویر:  yp8xiaekvw25qrghaoy.jpg]


[تصویر:  iwao5grwnugshjcqo1a.jpg]

[تصویر:  vpr9jg48lbddvrrq7o7.jpg]

[تصویر:  s06osoj1hlc5qtaleblq.jpg]

طنز پَــ نَــ پَــ سری جدید

غضنفر ۱۵ سال دعا میکرد واز خدا فرزنده پسر می خواست

 یه بار دوستش بهش گفت تو زن نداری؟

پـَـــ نــه پـَـــ میخوای زنم داشت باشم بزار اول بچه دار شم بعد زن می گیرم

________________________

میگم اینجا خیلی تاریکه ! میگه

چراغارو روشن کنم ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ برو شیر آبو باز کن!

________________________

اینترنت ایران به آدم صبر ایوب میده

پـَـــ نــه پـَـــ  اطلاعات مفید میده

________________________

۵۰ جعبه گوجه خریدیم ! اون یکی همسایه اومده

میگه میخوای رب بپزی ؟

گفتم پـَـــ نــه پـَـــ میخوایم رنگ کنیم جای سیب بفروشیم

________________________

میگم آقا شهید همت کجاس؟ میگه بزرگراه شهید همت؟

میگم پـَـــ نــه پـَـــ می خواستم خودشو پیدا کنم یه خانواده ای رو از نگرانی در بیارم!!!

________________________

۲تا سطل رنگ گرفتم دستم ،

همسایه اومده میگه میخواید نقاشی کنید ؟

گفتم پـَـــ نــه پـَـــ میخوایم ریاضی حل کنیم

________________________

به استاد میگم لطفا کمکم کنید دارم مشروط میشم. میگه نمره میخوای؟

 گفتم پـَـــ نــه پـَـــ نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاکی که باید بریزم تو سرم

________________________

رفیقم به طور هارمونیک خورده زمین و پخش شده

کف آسفالت ! جلوی خودمو گرفتم که نمیرم از خنده ! میگه داری بهم بخندی ؟

پـَـــ نــه پـَـــ گریه اَمونمو بریده !

________________________

به پسرخاله ام می گم تب کردم میگه: اِ؟ مریض شدی؟

می گم پـَـــ نــه پـَـــ دمای بدنمو بردم بالا ببینم فنش کار میفته یا نه

________________________

خانمه ۲۰۶ رو زده به تیر برق ، ماشین نصف شده !

به افسر میگه یعنی اشتباه از من بوده ؟

افسر : پـَـــ نــه پـَـــ علت حادثه خواب آلودگیه تیر چراغ بوده !

________________________

عاقد به عروس: وکیلم؟؟؟

 عروس: پ نه پ تو این بی شوهری میرم گل می چینم!!!!

________________________

نوشتم “بوق نزنید راننده خواب است” ازم میپرسه اینو

پشت کامیون دیدی ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ رو در آسانسور ؟؟؟

________________________

هواپیما داشت سقوط می کرد یارو میگه داره سقوط می کنه؟

پ نه پ داره واسه نماز نگه میداره.

________________________

تو اتوبوس به راننده میگم این پولو عوض کنید ! میگه پارَس ؟

گفتم : پـَـــ نــه پـَـــ گوشَش وسط نداره !

________________________

تو خیابون موتوریه اومد کیفم رو قاپید، یارو می پرسه: دزد بود؟

میگم: پـَـــ نــه پـَـــ اومده بود امانتیش رو ببره فقط خواست هیجانش بیشتر باشه!

________________________

کامپیوتر داشت کار می کرد که یِیهو دود

سیاهی از پشتش زد بیرون ! میگه : کامیپوترت سوخت ؟

گفتم پـَـــ نــه پـَـــ یه برنامه مونده بود سر دلش ، آروغ زد رفلاکس شد !

________________________

رو در اتاقم علامت « ورود ممنوع » زدم. رفیقم اومده تو،

میگه اینو زدی که کسی نیاد تووو؟

پـَـــ نــه پـَـــ زدم که کسی جلو در پارک نکنه !

________________________

توی راز بقا ۶۰تا شیر ریختن سر یه گورخر ! برگشته میگه میخوان بخورنش

؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ میخوان سوارش بشن ولی خره رضایت نمیده

میگه مامانم گفته با غریبه ها بازی نکن !!!!!!!!!!!!!!

________________________

با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش.

دکتر میگه: میخوای بینیتو کوچیک کنی؟

پـَـــ نــه پـَـــ اومدیم بکوبیمش ۳طبقه بسازی

________________________

روی نیمکت توی پارک روزنامه دستمه. اومده میگه: روزنامه می خونی؟

پـَـــ نــه پـَـــ سبزی خریدم نمی دونم لای کدوم صفحه گذاشتم

________________________

تو خیابون با دوستم داشتم راه می رفتم ،

یارو موتوریه گوشیمو از دستم قاپید

دوستم گفت گوشیتو دزدید ؟

گفتم پـَـــ نَ پـَــ برد سیستم عاملشو آپدیت کنه فردا میاره

________________________

گوشیمو سایلنت کردم، رو میز می لرزه

میگه داره زنگ می خوره ؟!؟!

پَ نه پَ خربزه خورده فکر اینجاشو نکرده !

واقعاً زيبا

[تصویر:  9ta5nehf6z7j49b9jqy.jpg]

[تصویر:  uv8urqpo3vzch7llli3.jpg]

[تصویر:  luiza4so6fkgu7eazf3.jpg]

[تصویر:  16zaqrsxk30qi5dwead5.jpg]

[تصویر:  d2dnrpd53vqtmmmv3xu.jpg]

[تصویر:  zrksd7r5fj9ibvcwcu2u.jpg]

[تصویر:  4j4042qkghnymrr0x2jz.jpg]

[تصویر:  sj1z22puettzni3g3ox4.jpg]

عکاسی های زیبا و حرفه ای

[تصویر:  629ht8vyqercim6j4sh3.jpg]

[تصویر:  ag7siva1z8ipimqa9q.jpg]

[تصویر:  x1bglgk33lozxfyy0ejz.jpg]

[تصویر:  kbt9469dixaqb9m9509e.jpg]

[تصویر:  xujc1bqpgrp3e4rzt8.jpg]

[تصویر:  eg9srhy9h29vt6eofrcy.jpg]

[تصویر:  6u8u0psdkxo2xod0twp.jpg]

[تصویر:  xodfhe8mpslmlaxqm8ts.jpg]

[تصویر:  vn0qmobqbneiz0fg31j5.jpg]

[تصویر:  ode5s0qoll46wqe8m5fw.jpg]

هنرنمایی باورنکردنی با چوب

[تصویر:  4joll15pohbqawsywg1s.jpg]

[تصویر:  m5d4d26br7i2h8oi6li.jpg]

[تصویر:  8q1nzsyab8wdbg7sby3.jpg]

[تصویر:  3dxa82yhjx1ncfdqk6g3.jpg]

[تصویر:  1u0ppya8xjmq58n30eaf.jpg]

[تصویر:  rrc7eounlybrggyux1u.jpg]

[تصویر:  f0swn038xqu0e8kql5j.jpg]

[تصویر:  1z5uj9biapom5f6j8cbs.jpg]

[تصویر:  pkw967mxfqb9uqz9jbq.jpg]

[تصویر:  5z2inp4alwc6fxs1sp3.jpg]

[تصویر:  ol6q8ml67t8e48lufxx.jpg]

[تصویر:  ogbtzxz9h94tbl6vl2to.jpg]

[تصویر:  t1um9k2zt142t21vkj55.jpg]

[تصویر:  5munn2ufq61j7re61wnu.jpg]

اگه من هنوز مجردم

تقصیر جوش های صورتمه

که کسی از من خوشش نمی آید

تقصیر ساعت کاریمه که

صبح خروس خون می روم

و بوق سگ می آیم

 و شانس دیده شدن را از دست میدم

تقصیر باباست که

آنقدر پول نداره تا چشم مردم در بیآد

تقصیر پسر عمومه که نفهمید

عقد دختر عمو و پسر عمو رو تو آسمون بستن

تقصیر استادمونه که جلوی همه به من ابراز علاقه کرد

و باعث شد دیگه کسی جرأت نکنه از من خواستگاری کنه

تقصیر مادر شوهر عمه است

می دونم بخت منو بسته

تقصیر پسر همسایه دست راستیه

که به خودش اجازه داد

از من خواستگاری کنه

تقصیر پسر همسایه دست چپیه

که به خودش اجازه نداد

از من خواستگاری کنه

تقصیر تلویزیونه که تو تمام سریال هایش

همه جوون ها ازدواج می کنن

و اصلاً به مشکلات ما جوون های ازدواج نکرده نمی پردازن

تقصیر مطبوعاته که توی مطالبشون جوون ها

از هم طلاق می گیرند

و مردم را نسبت به ازدواج بدبین می کنن

تقصیر مجلسه که به جای اجباری کردن سربازی

پسرها رو وادار به ازدواج اجباری نمی کنن

تقصیر عراقه که کلی پسرهای

 آماده به ازدواج ما را به کشتن داد

تقصیر انگلیسه این گفتن نداره

همه می دونن همیشه

و همه جا کار کاره انگلیسه

تقصیر سازمان ملله که سر درش نوشته

بنی آدم اعضای یکدیگرند

 اما مشخص نکرده من جیگر چه کسی هستم

تقصیر کره زمینه

که جوری نچرخید

من و نیمه گمشده ام به هم برسیم